تولد عزیز عمه....
تولدت مبارک جیگر عمه
بالاخره بعد از نه ماه انتظار جیگر عمه به دنیا اومد
وخانواده ی مون رو یه با دیگه شاد شاد کرد قربونت برم
که اینقدر ناز و دوست داشتنی بودی و صد البته آروم چهره ات که کپی مامان جون و بابایت بود حالا هم که دارم این پست رو می ذارم حدود یک ماه و نیمت هست
که تپل تر و سفیدتر شدی هر روز که دلمون هواتو می کنه و دوست داریم ببینیمت ولی نمی شه ،پرنیا بهت می گه می می بعضی وقتها هم می گه ب ب ،هر موقع می گم بگو زن دایی می گه می می یعنی می خواد بگه مال زن داییه .پرنیا که خیلی دوستت داره ولی گاهی اوقات زیادی دوست داره و با انگشت پاش نیشگونت می گیره ایشالله نی نی دایی احسان هم 4 ماهه دیگه میادش و جمعتون جمع می شه
دوستت داریم زهرا جون عزیز عمه که با اومدنت بالاخره به آرزومون رسیدیمو عمه شدیم هر چند هرچی فوشه نثاره عمه می شه
اینم عکس گوگولیه عمه به افتخاش یه دست و هوررررا






![]()
نفس عمه لالا کرده

![]()



تولد عزیز عمه....
